پرش لینک ها

چرا شخصیت برند باید در هویت بصری دیده شود؟

تمایزی‌که‌باعث‌تشخیص‌و‌انتخاب‌مخاطب‌می‌شود

انسان‌ها‌را‌چطور‌از‌هم‌تشخیص‌می‌دهیم؟
چه‌چیزی‌باعث‌م‌یشود‌دو‌فرد‌در‌یک‌جمع،‌یکسان‌دیده‌نشوند؟
پاسخ ساده است: شخصیت.

در‌مورد‌برندها‌نیز‌همین‌اتفاق‌م‌یافتد.
پژوهش‌هــای‌معتبــر‌در‌حــوزه‌برندینــگ‌نشــان‌م‌یدهنــد‌مغــز‌انســان‌برنــد‌ را‌همــان‌طــور‌پــردازش‌می‌کنــد‌کــه‌انســا‌نها‌را.‌یعنــی‌بــرای‌هــر‌برنــد‌یــک‌ شــخصیت‌ادراکــی‌می‌ســازد.

از‌همی‌نجا‌یک‌اصل‌مهم‌شکل‌می‌گیرد:

شخصیت برندها به همان اندازه متفاوت است که شخصیت انسانها.

-اگر شخصیت متفاوت است، چرا باید مانند همصنفها دیده شود؟

وقتـی‌برنـد‌شـخصیت‌مشـخصی‌دارد‌امـا‌هویـت‌بصـری‌اش‌همـان‌سـاختار‌و‌ الگوهـای‌تکـراری‌صنعـت‌را‌کپـی‌می‌کنـد،‌مخاطـب‌نمی‌توانـد‌آن‌را‌تشـخیص‌ دهـد؛‌برنـد‌محـو‌م‌یشـود‌و‌انتخـاب‌نمی‌گـردد.

ایــن‌مقالــه‌به‌صــورت‌دقیــق‌توضیــح‌می‌دهــد‌چــرا‌و‌چگونــه‌ایــن‌اتفــاق‌رخ‌ می‌دهــد‌و‌برندهــا‌چه‌طــور‌م‌یتواننــد‌از‌«هماهنگــی‌شــخصیت‌و‌هویــت»‌ به‌عنــوان‌قوی‌تریــن‌ابــزار‌تمایــز‌اســتفاده‌کننــد.
-برندها چرا شبیه هم میشوند؟

رایج‌تریــن‌دلایــل‌شــباهت‌برندهــا‌در‌بــازار‌ـ‌مخصوصــًا‌بــازار‌ایــران‌ـ‌ایــن‌ســه‌ مــورد‌اســت:

۱) ترس از متفاوتبودن

بیشــتر‌کســب‌وکارها‌تصــور‌م‌یکننــد‌اگــر‌از‌الگوهــای‌رایــج‌صنعــت‌فاصلــه‌ بگیرنــد،‌ مخاطــب‌ ســردرگم‌ می‌شــود.
در حالی که در بازار اشباع، شباهت بزرگترین ریسک است.

۲) قالبهای ثابت یک صنعت

تقریبًا‌هر‌صنف‌یک‌ظاهرسازی‌مشترک‌دارد:
کافی‌شاپ‌=‌چوب،‌مشکی،‌مینیمال
طلا‌و‌جواهر‌=‌طلایی‌و‌کلاسیک
آرایشی‌و‌بهداشتی‌=‌رزگلد،‌فونت‌نازک
پوشاک‌=‌تایپوگرافی‌ظریف‌و‌سیاه‌وسفید

این‌قال‌بها‌امنیت‌ایجاد‌می‌کنند،
اما هویت را حذف میکنند.

۳) شخصیت برند تعریف نشده است

برند‌از‌همان‌ابتدا‌سراغ‌طراحی‌می‌رود‌بدون‌اینکه‌بداند:
این‌برند‌چه‌خصوصیات‌رفتاری‌دارد؟
چگونه‌حرف‌می‌زند؟ چه‌انرژ‌یای‌منتقل‌می‌کند؟
ارزش‌های‌اصل‌یاش‌چیست؟

وقتی‌شخصیت‌مشخص‌نیست،
هویت بصری ناچارا شبیه رقبا میشود.

شخصیت برند چیست و چرا مهم است؟

بر‌اساس‌مدل‌شخصیت‌برند‌(Jennifer‌Aaker‌-‌Stanford)، هر‌برند‌مانند‌انسان‌دارای‌ابعاد شخصیتی‌است:

جسـور،‌پیچیـده،‌قابـل‌اعتمـاد،‌جـوان‌و‌هیجا‌نانگیـز،‌حرفـه‌ای،‌مینیمـال،‌ لوکـس‌یـا‌حتـی‌مردمـی‌و‌صمیمـی
این‌ویژگ‌یها‌باید‌در‌هویت‌بصری‌دیده‌شوند. اگــر‌شــخصیت‌برنــد‌جســور‌اســت‌امــا‌لوگــو،‌رنگ‌هــا‌و‌زبــان‌بصــری‌آن‌ محافظــه‌کار‌ هســتند،‌ مخاطــب‌ احســاس‌ ناهماهنگــی‌ می‌کنــد.
این عدم همترازی، مستقیم روی «عدم اعتماد» اثر میگذارد.

هماهنگی شخصیت و هویت برند چیست؟

هماهنگــی‌یعنــی‌شــخصیت‌برنــد‌همــان‌چیــزی‌باشــد‌کــه‌مخاطــب‌در‌ هویــت‌بصــری‌م‌یبینــد.

جوان‌است=‌هویت‌باید‌انرژی،‌ریتم‌و‌سادگی‌داشته‌باشد
لوکس‌است‌=‌هویت‌باید‌دقت،‌آرامش‌و‌عمق‌داشته‌باشد
حرفه‌ای‌است‌=‌هویت‌باید‌نظم،‌وضوح‌و‌اعتماد‌منتقل‌کند

وقتی شخصیت و هویت همسو باشند:

-برند‌قابل‌تشخیص‌می‌شود
-مخاطب‌از‌آن‌برداشت‌صحیح‌دارد
-ارتباط‌احساسی‌شکل‌می‌گیرد
-احتمال‌انتخاب‌و‌خرید‌بالا‌می‌رود

مثالهای جهانی از همراستایی شخصیت و هویت


Apple .۱

شخصیت:‌پیشرو،‌مینیمال،‌کامل‌گرای‌مدرن
هویت:‌سفید،‌ساده،‌جزئیات‌کنترل‌شده،‌تایپوگرافی‌پاک
نتیجه:‌یک‌برند‌با‌تصویری‌کاملا‌متفاوت‌از‌تمام‌رقبا.

Nike .۲ شخصیت:‌جسور،‌الهام‌بخش،‌رکوردشکن
هویت:‌خطوط‌تیز،‌لحن‌انگیزشی،‌تصویرسازی‌پرانرژی
نتیجه:‌برند‌همیشه‌«دعوت‌به‌حرکت»‌می‌کند.
مثالهای ایرانی
۱. دیجیکالا
شخصیت:‌قابل‌اعتماد،‌شفاف،‌استاندارد
هویــت‌ بصــری:‌ تایپوگرافــی‌ صنعتــی،‌ ســاختارمند،‌ رنــگ‌ ثابــت،‌ قواعــد‌ مشــخص
۲. اسنپ
شخصیت:‌شهری،‌سریع،‌جوان
هویـت:‌رنـگ‌سـبز‌مشـخص،‌آیکو‌نهـا‌و‌صفحـات‌سـاده،‌ارتبـاط‌سـریع‌و‌ قابـل‌فهـم
ایــن‌برندهــا‌دقیقــًا‌از‌تمایــز‌شــخصیت‌بــرای‌ســاخت‌هویــت‌اســتفاده‌ کرد ه‌ا نــد .

وقتی این هماهنگی وجود ندارد چه میشود؟

وقتی‌شخصیت‌برند‌یک‌چیز‌است‌اما‌ظاهر‌برند‌چیز‌دیگری:

-مخاطب احساس «غیرواقعی بودن» میکند
-برند در ذهن ثبت نمیشود
-هیچ حس اعتماد و انتخابی شکل نمیگیرد
-هزینه تبلیغات چند برابر میشود ولی نتیجه کم است
-برند در میان رقبا دیده نمیشود


ایــن‌دقیقــًا‌همــان‌مشــکلی‌اســت‌کــه‌بســیاری‌از‌برندهــای‌ایرانــی‌بــا‌آن‌ مواجه‌انــد.

نتیجه‌گیری:

تمایز واقعی از شخصیت آغاز میشود، نه از طراحی

تمایز‌یک‌برند‌اتفاقی‌یا‌تزئینی‌نیست.
تمایز‌زمانی‌اتفاق‌م‌یافتد‌که:‌
-شخصیت‌برند‌دقیق‌تعریف‌شده‌باشد.
-هویت‌بصری‌بر‌اساس‌همان‌شخصیت‌ساخته‌شده‌باشد
-برند‌شجاعت‌فاصله‌گرفتن‌از‌الگوهای‌تکراری‌صنعت‌را‌داشته‌باشد

هماهنگی‌شخصیت‌و‌هویت‌برند،
قویترین ابزار تشخیص، اعتماد و انتخاب است.
وقتی‌مخاطب‌شخصیت‌برند‌را‌در‌هویت‌آن‌«می‌بیند»،
انتخاب‌برایش‌طبیعی‌و‌ساده‌می‌شود.